خرید اکانت ابزارهای سئو

 

بهینه سازی سئو

 

طراحی وب سایت

 

5 از 5 1 نظر

سایمون سینک: رهبران، آخرِ سَر، غذا می خورند

9 دقیقه برای خواندن
1 439

سایمون سینک که سخنرانی جذاب او با موضوعیت دایره طلایی و سوال کردن “چرا”، در سایت TED با حدود ۲۴۴ میلیون بازدید، سومین سخنرانی پربازدید این سایت است، سخنرانی خود را در NBF 20155 با موضوعیت رهبری ادا کرد.

من ویدیو این سخنرانی را که آپارات منتشر کرده انتهای مطلب قرار میدم با زیر نویس فارسی.

لینک این ویدئو در تد.

خلاصه ای از این ویدیو و شخصیت سایمون سینک رو بگیم تا بیشتر آشنا بشیم و علت خواندن این پست رو بدونیم .

هدف از این پست که در قالب چهار بخش در اختیار شما دوستان قرار میگیره در رابطه با کتاب جدید سایمون سینک که با عنوان leader last eat که در سال ۲۰۱۶ منتشر شده.

چطور بعضی ها میتوانند دیگران را در مسیرشان رهبری کنند درحالی که بعضی دیگر هرچقدر سعی و تلاش میکنند موفق نمیشوند؟

این سوالی بود که ذهن سایمون سینک رو به خودش مشغول کرده بود.

سایمون یک مشاور بازاریابی و تبلیغات بود.
او مشاوره های زیادی در زمینه افزایش فروش و موفقیت در بازاریابی به شرکت ها داده بود اما هیچوقت نتوانسته بود درک کند چطور شرکتی مثل Apple میتواند به قلب و روح مشتریانش نفوذ کند و تبدیل به یک رهبر برای این صنعت شود؟

و یا چطور یک برند لباس، میتواند چنان مشتریانش را تحت تاثیر قرار دهد که حتی یک شلوار پاره را هم به عنوان مد روز ، به آنها بفروشد؟

آیا در بین مدیران و رهبران این شرکت ها  خصوصیاتی متفاوت وجود دارد؟
پاسخی که وی پیدا کرد، «بله» بود. او با تحقیقاتی که انجام داد متوجه شد، تنها خصوصیات بارز بین رهبران شرکت های بزرگ دنیا، یک چیز است : آنها یک دلیل برای کارشان دارند.

با پاسخِ سوال “چرا” شروع کنید!

اهمیّت پرسیدن سوال “چرا”، همان موضوعی است که سخنرانی سایمون سینِک در تد تاک، حول محور آن می‌چرخد. او که یک مشاور انگلیسی در زمینه بازاریابی است، تاکنون سه کتاب مختلف در زمینه بازاریابی به چاپ رسانده و موفقترین آنها، کتابی است به نام “با سوال چرا شروع کنید: چطور رهبران بزرگ برای انجام کاری انگیزه ایجاد می‌کنند.”

حرف سایمون واقعاً ساده است: مردم بابت چیزی که می‌فروشید نیست که به شما پول می‌دهند. بلکه به خاطر دلیلی است که آن را می‌فروشید. این اصل طلایی برای موفقیت یک کسب و کار است. اما چرا؟

او سه سوال کلی را معرفی می‌کند که همیشه باید پاسخ آنها مشخص شود: چیستی، چگونگی و چرایی. و مشاهدات او نشان داده که تمام کسب و کارهای موفق، همیشه از مساله بنیادی یعنی چرایی شروع می‌کنند، با چگونگی ادامه می‌دهند و در نهایت به چیستی می‌رسند. البته این موضوع فقط بر پایه مشاهدات او نیست و با بررسی ذهن انسان و واکنش آن نسبت به هر یک از این سه نیز اثبات شده است.

دیدن این ویدیو میتونه بیشتر کمک کننده حرفای سایمون سینک باشه.

 

رهبران آخر غذا می خورند

کتاب رهبران آخر غذا می خورند، یک کتاب عمومی درباره رهبری است. سینک با انتقاد از رویه حاکم بر شرکت ها و سازمان ها، نوع نگاه خودش را به این مقوله بیان می کند. البته او خود نیز می داند که مطالبش در برخی از موارد شعاری و فانتزی است! به طور مثال او معتقد است در بسیاری از سازمان ها، رهبران شرکت ها، افراد را ابزاری برای پیشرفت مالی می دانند و پول را وسیله ای می دانند که باید برای ارتقای افراد مدیریت شود. واقعیت این است که سازمان آرمانی سینک با واقعیت سازمان های حال حاضر تفاوت فاحشی دارد. در سالیان گذشته اخبار مربوط به فجایع حقوق کارگری در شرکت های بزرگی چون اپل و فاکسکان (شریک اپل برای ساخت گجت ها) منتشر شد. در کشور خود ما هم حرف های سینک کاملا ایده آل گرایانه و بعضا فانتزی به نظر می آید. اما سینک در کتاب خودش موفق می شود که خواننده را به فکر وادارد که نکند راهی که می روید سر از ناکجاآباد دربیاورد!

همچنین نویسنده در بخش هایی از کتاب، با عینک زیست شناسی به موضوع رهبری و انسان پرداخته که برای من بسیار جذاب بود. اینکه اندورفین، دوپامین، سرتونین و اکسی توسین به عنوان مواد شیمیایی موجود در بدن ما چگونه به رهبری و تعالی فردی ما کمک می کنند، بحثی است که سینک در این کتاب به صورت خلاصه به آن پرداخته است که برای خود من بخشی جذاب بود.

سینک در کتاب خودش راه و مسیر کاملا مشخصی برای تبدیل شدن به رهبری انسانی را به صورت مدون شده ارائه نمی دهد. او با بیان نمونه ها و چالش ها و مشکلات سازمان های حال حاضر سعی دارد خواننده را به فکر وادارد و تلنگری به او بزند. رهبران آخر غذا می خورند شما را به فکر واخواهد داشت اما برای عمل گرا شدن، به نظر من، کافی نیست.

به گوشه هایی از این کتاب گریزی بزنیم . توصیه میکنم این کتاب رو بخونید این کتاب ۴۰۰ صفحه ای ترجمه ای روان فارسی و قیمت مناسب دارد.

اعتماد و همکاری دستورالعمل نیستند، احساس هستند

انسان ها موجودات اجتماعی هستند و برای زنده ماندن و بقا نیازمند به این هستند که با هم همکاری کنند و به هم اعتماد داشته باشند.

تصور کنید زمانی را که حیوانات وحشی در بیرون غار انسان های اولیه بودند و امکان این که همه قبیله بیدار باشند کمتر بود. در این حالت یک نفر بیدار می ماند و با همکاری و تقسیم کاری که انجام شده بود و اعتمادی که دیگران به فرد نگهبان داشتند همه بهره مند می شدند.زمانی که ما احساس امنیت کنیم در بینِ نوع انسان هایی که با آن ها تعامل داریم، اعتماد و همکاری جریان پیدا می کند.زمانی که کارمندان یک مجموعه، دایره امنیت قابل توجهی داشته باشند، نه تنها خودشان احساس امنیت می کنند بلکه این احساس امنیت را به مشتریان و یا ارباب رجوع منتقل می کنند.

در یک شرکتی که فضای سالمی دارد سیاسی بازی و شایعه پراکنی جایی ندارد.
رهبران می بایست هدفی قرار دهند، مشوق هایی برای رسیدن به آن هدف تعبیه کنند و در پایان از مردم بخواهند که در رسیدن به آن هدف با او همراه شوند. در شرکت های عالی افراد احساس نمی کنند که نیاز به محافظت از خود در مقابل ناامنی ها داشته باشند.
پس از این مقدمه سایمون به ۴ ترکیب شیمیایی حیاتی در انسان ها اشاره کرد که احساسات ما را کنترل می کنند و کارکرد های آن ها را شرح داد که برایتان خواهم نوشت.

۱٫ اندورفین (Endorphins)

این ترکیب شیمیایی، درمان دردِ ناشی از خستگی فیزیکی است.

توجه کردید زمانی که می دوید و این دویدن با کمی درد خستگی همراه است، یک احساس خیلی خوب برایتان به وجود می آید که درد را کاهش می دهد.

یا زمانی که آن چنان شدید می خندید که دلتان درد می گیرد یا اشک از چشمانتان جاری می شود.

این ترکیب یادآور دوران شکار کردن انسان های نخستین در دوره پارینه سنگی (دوره پالئولیتیک) است که انسان ها با حیوانات وحشی روبه رو می شدند و برایشان سه حالت مبارزه، فرار یا بهت پیش می آمد. به نوعی مسکّن درد طبیعی به شمار می رود.

۲٫ دوپامین (Dopamine)

دوپامین همان احساس تمام کردن یک کار، پیدا کردن چیزی که دنبالش می گشتید، رسیدن به یک هدف و یا لذت بردن از انجام کار می باشد.

زمانی که در به در به دنبال یک چیزی در گوگل جستجو می کنید و پیروزمندانه پاسخ را پیدا می کنید. زمانی که یک کار را در لیست انجام کارها تیک می زنید، زمانی که غذا می خورید تا از سیر شدن لذت ببرید، با دوپامین سر و کار دارید.

همان انسان های نخستین زمانی که به دنبال یک درخت یا حیوان بودند و از دور آن را می دیدند و به سمتش حرکت می کردند تا نهایتا به آن می رسیدند و احساس شعف و شادمانی می کردند دوپامین را تجربه می کردند.

در پست های بعدی اوکس تیم راجع به دو ترکیب دیگر یعنی سروتونین و اکسی توسین و ارتباط همه این ها با هم خواهیم پرداخت.

عنوان اول دیدگاه
  1. مجید خیرآبادی میگوید

    عالی بود.

پاسخی دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

20 − 10 =