خرید اکانت ابزارهای سئو

 

بهینه سازی سئو

 

طراحی وب سایت

 

5 از 5 1 نظر

کلیدواژه‌های “Not Provided” یا “مشخص نشده” در گوگل آنالیتیکس را ارزیابی کنیم

20 دقیقه برای خواندن
2 229

کاربران برای پیدا کردن محصولات شما چه عباراتی را جستجو می‌کنند؟ اگر پاسخ این سؤال را می‌دانید، در مسیر درستی برای دستیابی به بالاترین نرخ تبدیل (مخاطب به خریدار) قدم گذاشته‌اید (البته درصورتی‌که صفحه‌ی هدف مناسبی داشته باشید). اما مشکلی که در اینجا با آن روبرو می‌شویم این است که چگونه کلیدواژه‌هایی که گوگل عمداً از ما پنهان می‌کند و با عبارت “Not Provided” نمایش می‌دهد را پیدا کنیم.

کلیدواژه‌ی “Not Provided” به چه معناست؟

عبارت  “Not Provided” نشان‌دهنده‌ی کلیدواژه‌ای است که اطلاعات ارجاعی آن نمایش داده نمی‌شود.

معرفی اطلاعات ارجاعی کلیدواژه‌ها

اطلاعات ارجاعی کلیدواژه به ما نشان می‌دهد که جستجوی چه عباراتی به بازدید کاربر از وب‌سایت ما منجر شده است. برای مثال اگر شخصی با جستجوی عبارت “اجاره‌ی اتومبیل در تهران” به سمت وب‌سایت شما هدایت شود، اطلاعات ارجاعی آن “اجاره‌ی اتومبیل در تهران” خواهد بود و اگر شخصی عبارت “کارت‌پستال‌های نوروز” را جستجو کند و به سایت شما راه یابد، “کارت‌پستال‌های نوروز” اطلاعات ارجاعی عبارت موردنظر را تشکیل می‌دهد.

 

انواع اطلاعات ارجاعی کلیدواژه‌ها

دو نوع اطلاعات ارجاعی وجود دارد:

  1. اطلاعات ارجاعی کلیدواژه‌ها در جستجوی طبیعی: این نوع اطلاعات به ما نشان می‌دهد که جستجوی چه عباراتی در موتورهای جستجوگر طبیعی یا غیر پولی در گوگل، کاربر را به وب‌سایت ما هدایت کرده است.

 

  1. اطلاعات ارجاعی کلیدواژه‌ها در جستجوی پولی: این نوع اطلاعات به ما نشان می‌دهد که جستجوی چه عباراتی در موتورهای جستجوگر پولی در گوگل، کاربر را به وب‌سایت ما هدایت کرده است. این موتورهای جستجوگر پولی همان تبلیغات از طریق پرداخت کلیکی است که در گوگل می‌بینیم.

 

گوگل از اکتبر ۲۰۱۱ به بهانه‌ی حفظ امنیت و اطلاعات خصوصی کاربران اطلاعات ارجاعی کلیدواژه‌ها در جستجوی طبیعی را از دید کاربران پنهان کرده است. اما انگیزه‌ی واقعی گوگل، این است که تجار و تبلیغ دهندگان بیشتری را مجبور به استفاده از پرداخت کلیکی کند، زیرا بدیهی است که بهینه‌سازی موتورهای جستجوگر در کمپین‌های تبلیغاتی، بدون دستیابی به اطلاعات ارجاعی کلیدواژه‌ها چندان مؤثر نیست.

همان‌طور که گفته شد گوگل، اطلاعات ارجاعی کلیدواژه‌ها را در جستجوی طبیعی پنهان می‌کند، تمامی ابزارهای تجزیه‌وتحلیل در اینترنت نیز ازجمله گوگل آنالیتیکس دیگر قادر به نشان دادن چنین اطلاعاتی از طریق موتورهای جستجوگر گوگل نیستند. گوگل به‌جای کلیدواژه‌ی موردنظر در نتایج جستجوی طبیعی، عبارت “Not Provided” را نمایش می‌دهد. اما ازآنجایی‌که گوگل اطلاعات ارجاعی کلیدواژه‌ها را در جستجوی پولی پنهان نمی‌کند، گوگل آنالیتیکس نیز در این نوع جستجو کلیدواژه‌هایی را که ترافیک، فروش و نرخ تبدیل بیشتری را برای ما به وجود می‌آورند را در گزارشات خود از طریق گوگل ادوردز نمایش می‌دهد. بنابراین در جستجوی طبیعی باید به دنبال راهکارهای جایگزین برای دستیابی به این کلیدواژه‌ها باشیم. در ادامه به توضیح این راهکارها می‌پردازیم:

مهم ترین گام: سعی کنید رفتار کاربر را در ارتباط با گزارشات صفحه‌ی هدف، زیر نظر بگیرید.

اولین راهکاری را که برای دستیابی به اطلاعاتی درباره‌ی نتایج “Not Provided”  یا “مشخص‌نشده”  می‌توان به کاربست، جستجو در سایر نتایج گوگل آنالیتیکس، برای شناخت نیازها و رفتار بازدیدکنندگان در وب‌سایت شماست. به زبان ساده‌تر، بررسی این‌که کاربران در وب‌سایت شما به دنبال چه چیزهایی می‌گردند، به شما کمک می‌کند که به آن نتایج نامشخص یا پنهان‌شده دست پیدا کنید. به نمودار زیر توجه کنید، در نظر گرفتن سایر کلیدواژه‌ها، به بازیابی کلیدواژه‌ی گم‌شده کمک می‌کند.

به این منظور باید:

  1. در حساب گوگل آنالیتیکس خود به قسمت Admin و سپس Profiles بروید.
  2. روی نام پروفایلی که می‌خواهید با آن کارکنید کلیک کنید و سپس کلید Filters را بزنید.
  3. یک فیلتر جدید در حساب آنالیتیکس خود بسازید.

هدف از ایجاد این فیلتر، بازیابی نتیجه‌ای است که با عبارت “Not Provided”  یا “نامشخص” ظاهر شده است. برای این کار، هر دو URL به‌دست‌آمده را در قسمت عبارت “Not Provided”  وارد کنید (این بخش در عکس بالا در کادر قرمز رنگ قرارگرفته است). درست است که این کار، کلیدواژه‌ی دقیق گم‌شده را نشان نمی‌دهد، اما مشخص می‌کند که ترافیک آن به کجا رفته است و آیا نیاز به تکنیک‌های دیگری برای بازیابی آن دارید یا نه.

توجه داشته باشید که این فیلتر تنها در مورد بازدیدهای جدید کار می‌کند و در مورد بازدیدهای گذشته کارایی ندارد.

# روش اول: از اطلاعات پیشین حساب خود در گوگل آنالیتیکس استفاده کنید.

اکثر ما مدت زیادی است که از گوگل آنالیتیکس استفاده می‌کنیم و در تمام این مدت مطمئناً حساب گوگل آنالیتیکس ما به کلیدواژه‌های بسیاری دست‌ یافته است. از این یافته‌ها برای دستیابی به کلیدواژه‌هایی که ترافیک، فروش و نرخ تبدیل بیشتری را برای شما به همراه داشته است استفاده کنید. این داده‌ها را استخراج‌کنید و آن‌ها را برای استفاده در آینده ذخیره کنید زیرا گوگل برای همیشه این اطلاعات را برای شما در آرشیو خود نگه نمی‌دارد.

 

#روش دوم: از ابزارهای تجزیه‌وتحلیل رقابتی مانند “SEMRush” برای بازیابی کلیدواژه‌ها استفاده کنید.

ممکن است ندانید اما SEMRush اطلاعات ارجاعی کلیدواژه‌ها را نیز بازیابی می‌کند. SEMRush هرماه یک‌بار پایگاه داده‌های خود را به‌روزرسانی می‌کند و کلیدواژه‌های به‌دست‌آمده از طریق جستجوی طبیعی، در وب‌سایت‌هایی که بین ۲۰ صفحه‌ی اول گوگل رتبه‌بندی شده‌اند، را مشخص می‌کنند. بنابراین می‌توانیم از SEMRush برای مشخص کردن داده‌های “not provided” یا “مشخص نشده” استفاده کنیم. این نوع ابزارها قادرند کلیدواژه‌هایی که هم از طریق جستجوی طبیعی و هم از طریق جستجوی پولی به دست می‌آیند، و همچنین ترافیک و فروش قابل‌ملاحظه‌ای را برای شما و رقبایتان فراهم می‌آورند، را مشخص کنند.

توجه داشته باشید که نمی‌توانیم تمامی کلیدواژه‌ها را از این طریق به دست آوریم، زیرا این نوع وب‌سایت‌ها تنها کلیدواژه‌هایی را مشخص می‌کنند که در پایگاه داده‌های آن‌ها باشد.

 

#روش سوم: Run Non-branded Paid search campaigns

کمپین‌های جستجوی پولی … راه‌اندازی کنید

گوگل یا هر موتور جستجوگر دیگری به‌ندرت در جستجوی پولی، اطلاعات ارجاعی کلیدواژه‌ها را پنهان می‌کنند. بنابراین جستجوهای پولی خود را از طریق گوگل یا بینگ انجام دهید. زمانی که اطلاعات موردنظر خود را از طریق پرداخت کلیکی در گزارشات گوگل آنالیتیکس به دست آوردید، روی “Search Queries” (زیر AdWords در قسمت Acquisition) کلیک کنید تا کلیدواژه‌هایی که فروش و نرخ تبدیل بیشتری را به همراه دارند را شناسایی کنید.

زمانی که این کلیدواژه‌ها را شناسایی کردید، سعی کنید موتورهای جستجوگر را با طراحی مطالب بیشتر درباره‌ی آن‌ها بهینه‌سازی کنید.

 

#روش چهارم: از گزارشات موجود در بخش “Search Console Queries” در گوگل آنالیتیکس استفاده کنید

گزارشات موجود در این بخش اطلاعات ارزشمندی را در مورد کلیدواژه‌ها به ما می‌دهد. برای دسترسی به این اطلاعات در گوگل آنالیتیکس، در این مسیر Acquisition>Search Console>Queries حرکت کنید:

به‌وسیله‌ی این گزارشات علاوه بر کلیدواژه‌های پربسامد، می‌توانید average position و نرخ کلیک کلیدواژه‌ها را نیز تعیین کنید.

توجه داشته باشید، درصورتی‌که در بخش گزارشات “search console queries” هیچ اطلاعاتی نشان داده نمی‌شود، به این معناست که حساب مربوط به آن را با حساب گوگل آنالیتیکس خود ادغام ننموده‌اید.

 

#روش پنجم: از جستجوهای درون وب‌سایت استفاده کنید

یک کادر جستجو در بالای هر صفحه از وب‌سایت خود تعبیه کنید و به کاربران اجازه دهید مطالبی را که می‌خواهند در آن جستجو کنند. به این نوع جستجو، جستجوی درون وب‌سایت گفته می‌شود زیرا موتور جستجوگر، از این طریق تنها مطالب درون وب‌سایت را جستجو می‌کند. درصورتی‌که چنین امکانی را در حساب گوگل آنالیتیکس خود راه‌اندازی کنید، به شما کمک می‌کند به تعداد زیادی از کلیدواژه‌های باارزش دست‌یابید. زمانی که جستجوی درون وب‌سایت را راه‌اندازی کردید، پس از گذشت چند روز، بخش “Search Terms” را زیر بخش Behavior در قسمت Site Search در حساب گوگل آنالیتیکس خود بررسی کنید:

همان‌طور که گفته شد کلیدواژه‌های ارزشمند و پربسامدی را در این گزارشات خواهید یافت.

#روش ششم: در وب‌سایت خود پرسشنامه‌هایی تعبیه کنید 

از طریق ابزارهای ارزشیابی مانند Qualaroo می‌توانید کلیدواژه‌های فراوان و ارزشمندی را به دست آورید، البته به‌شرط این‌که در تنظیم پرسشنامه‌ها، سؤالات مناسبی طرح کنید. برای مثال نباید بپرسید: “برای بازدید از این صفحه از چه کلیدواژه‌هایی استفاده کرده‌اید؟” این سؤال علاوه بر اینکه نامتعارف به نظر می‌رسد، به‌احتمال‌زیاد کاربران تمایلی برای پاسخ دادن به آن نخواهند داشت. به سؤالات زیر توجه کنید:

  • امروز هدف شما از بازدید وب‌سایت ما چیست؟
  • آیا به هدف خود رسیده‌اید؟ اگر پاسخ شما منفی است دلیل آن چیست؟

پاسخ به این دو پرسش توسط کاربران، می‌تواند هرروز کلیدواژه‌های فراوانی را برای شما فراهم کند. برای مثال درصورتی‌که تعداد زیادی از کاربران چنین پاسخی دادند: “می‌خواستم اطلاعات بیشتری درباره‌ی نرخ تبدیل از طریق Tag Manager پیدا کنم” بنابراین متوجه می‌شوید که باید مقاله‌ای بنویسید و به‌طور تخصصی‌تر به این موضوع بپردازید. با این کار می‌توانید به نیازهای کاربرانتان پاسخ دهید و نرخ تبدیل خود را افزایش دهید. این پرسشنامه‌ها، علاوه بر این، به شما کمک می‌کنند که چشم‌انداز واقع‌بینانه‌تری نسبت به دیدگاه کاربران درباره‌ی محتوا و برند خود به دست آورید.

#روش هفتم: از ابزارهای وبمستر Webmaster استفاده کنید.

داشبورد ابزارهای وبمستر، به‌اندازه‌ی گوگل آنالیتیکس کارایی ندارد، اما در اینجا می‌توان از آن تا حدی، برای بررسی کلیدواژه‌هایی که بازدیدکنندگان را به‌سوی وب‌سایت شما هدایت می‌کنند، استفاده نمود. برای این کار باید در منوی Traffic به بخش Search Queries بروید:

زیر این نمودار می‌توانید فهرست جامعی از عملکرد کلیدواژه‌های وب‌سایت خود را بیابید:

یکی از اطلاعات مفیدی که گوگل وبمستر به شما می‌دهد، نرخ کلیک کلیدواژه‌ها از طریق جستجو در گوگل است. شما می‌توانید با ایجاد تغییرات اندکی در تگ (توضیحات جایگزین) عنوان‌ها و توضیحات متا نرخ کلیک این کلیدواژه‌ها را بالا ببرید.

درنهایت، ابزارهای وبمستر میزان تقریبی تأثیر کلیدواژه‌ها در جذب ترافیک به وب‌سایت شما را ارزیابی می‌کنند. این به شما کمک می‌کند که کلیدواژه‌هایی را که ترافیک زیادی را به سمت وب‌سایت شما جذب می‌کنند شناسایی کنید و انرژی بیشتری را برای بالا بردن رتبه‌ی این کلیدواژه‌ها صرف کنید. برای این کار می‌توانید مطالب بیشتری را حول محور این کلیدواژه‌ها طراحی کنید

 

#روش هفتم: از داده‌های آفلاین موجود استفاده کنید 

بسیاری از بازاریاب‌ها و تحلیلگران برای دستیابی به کلیدواژه‌ها از داده‌های آفلاینی که در اختیاردارند استفاده می‌کنند:

  1. کاتالوگ محصولات
  2. دفترچه‌های راهنمای محصولات
  3. ابزارهای بازاریابی ( پوسترها، تراکت‌ها، بیل بردها)
  4. شعارهای تبلیغاتی که توسط بازاریاب‌ها و فروشندگان استفاده می‌شوند.
  5. شعارهای تبلیغاتی که در تبلیغات رادیویی و تلویزیونی و بنرها به‌کاربرده می‌شوند.
  6. اسلایدهایی که برای بازاریابی به‌کاربرده می‌شوند.
  7. شعارهای تبلیغاتی که در مجله‌ها یا خبرنامه‌های شرکت‌ها به‌کاربرده می‌شوند.

تمامی این منابع می‌توانند به شما در دسترسی به تعداد زیادی از کلیدواژه‌ها کمک کنند.

 

#روش هشتم: تنها به ابزارهای بازیابی کلیدواژه‌ها اکتفا نکنید

بسیاری از ابزارهای سنتی بازیابی کلیدواژه‌ها مانند Google Keyword Planner معمولاً تنها قادرند کلیدواژه‌های اصلی را شناسایی کنند (کلیدواژه‌های اصلی به کلیدواژه‌هایی گفته می‌شود که جستجوی زیادی در مورد آن‌ها انجام‌شده است). علاوه بر این، بیشتر اطلاعاتی که این ابزارها در مورد میزان جستجوها ارائه می‌دهند،  صحیح  نیستند. برای مثال، گوگل به دلیل منافعی که از رقابتی کردن  کلیدواژه‌ها برای قیمت‌گذاری بالاتر توسط تبلیغ‌کنندگان ادوردز به دست می‌آورد، به مبالغه کردن در مورد میزان جستجوی برخی کلیدواژه‌ها مشهور است. این ابزارها در ارائه‌ی کلیدواژه‌هایی که میزان جستجو در مورد آن‌ها، کم یا بسیار کم بوده است نیز دچار مشکل هستند

بر اساس مطالعه‌ای که توسط وب‌سایت Hitwise.com انجام‌شده است، نتایج بسیار جالبی درباره‌ی میزان جستجوها به‌دست‌آمده است:

 

درصورتی‌که انحصار ۱۰۰۰ عبارتی را که بیشترین میزان جستجو در تمامی موتورهای جستجوگر  را داشته‌اند، در اختیار داشته باشید (که درواقع غیرممکن است)، همچنان ۸۹٫۴% از میزان ترافیکی که از تمامی جستجوها ایجاد شده است را ازدست‌داده‌اید.

 

این میزان ترافیک حتی از حد تصور نیز خارج است. بنابراین اگر تنها بر ابزارهایی مانند Google Keyword Planner اتکا کنیم، اطلاعات بسیار زیادی را از دست خواهیم داد.

 

مشکل دیگری که در رابطه با این ابزارها با آن مواجه هستیم این است که کلیدواژه‌های اصلی بسیار رقابتی هستند و بالا بردن رتبه‌ی وب‌سایت با این کلیدواژه‌ها کار بسیار مشکلی است. ممکن است سال‌ها تلاش کنید و به این هدف نرسید.  بنابراین سعی کنید از این ابزارها فراتر بروید و  مجموعه‌ای غنی از کلیدواژه‌ها را از طرق مختلف به دست آورید؛ می‌توانید کلیدواژه‌هایی که اغلب توسط کاربران (پیش‌ازاین‌که در وب‌سایت شما،  به مشتری تبدیل شوند) به‌کاربرده می‌شوند را در این مجموعه قرار دهید، همچنین می‌توانید از روش‌هایی که پیش‌ازاین گفته شد، مانند: جستجوی درون وب‌سایت، پرسشنامه‌ها و منابع آفلاین استفاده کنید.

 

#روش نهم: به توضیحات محصولاتی که در وب‌سایت خود قرار داده‌اید توجه کنید. 

تنها با خواندن توضیحات محصولات می‌توانیم به کلیدواژه‌های بسیاری دست‌یابیم. به توضیحات زیر که درباره‌ی یک محصول در وب‌سایت یک فروشگاه آنلاین لباس آورده شده است توجه کنید:

  • این پیراهن دارای آستین‌های بلند و سرآستین کشی طبق مد روز است.
  • همچنین یقه‌ی این لباس با دکمه‌های مرواریدی تزئین شده است.
  • مدل لباس: مجلسی
  • جنس: کتان کش
  • رنگ: سفید مشکی

تنها با خواندن این توضیحات می‌توانیم به کلیدواژه‌هایی نظیر: آستین‌های بلند، سرآستین کشی، یقه‌ی لباس، دکمه‌های مرواریدی، پیراهن مجلسی، پیراهن کتان کش، پیراهن سفید، پیراهن مشکی و غیره.

 

#روش دهم: به اینکه مشتری‌ها چگونه در مورد محصولات شما، چه به‌صورت آنلاین و چه به‌صورت آفلاین توضیح می‌دهند، دقت کنید. 

این توضیحات مقیاس ارزشمندی برای یافتن کلیدواژه‌ها به‌حساب می‌آید، اما مردم همیشه دقیقاً از همان اصطلاحاتی که ما فکر می‌کنیم، برای جستجوی محصولات موردنیازشان استفاده نمی‌کنند. برای مثال، زمانی که شما تلاش می‌کنید رتبه‌ی کلیدواژه‌ی “بیمه‌ی شخص ثالث” را بالا ببرید، ممکن است اکثر کاربران عبارت ” بیمه‌ی شخص ثالث برای اتومبیل” را جستجو کرده باشند. عبارت “بیمه‌ی شخص ثالث” یک کلیدواژه‌ی رقابتی است و ممکن است به دلیل تفاوت اندکی که با عبارت ” بیمه‌ی شخص ثالث برای اتومبیل” دارد (ممکن است کاربر به دنبال بیمه برای اتومبیل خاصی باشد)، نتایج مطلوب را در ارتباط با فروش و نرخ تبدیل برای ما فراهم نکند. بنابراین بسیار مهم است که بدانید مشتری‌ها چگونه در مورد محصولات شما توضیح می‌دهند، به دنبال چه چیزهایی می‌گردند و علایق آن‌ها چیست. برای دستیابی به این اطلاعات می‌توانید منابع زیر را بررسی کنید:

 

  1. نظرات کاربران درباره‌ی محصولات، در وب‌سایت‌های تحلیل محصولات تجاری
  2. نظرات کاربران در صفحه‌ی محصولات وب‌سایت شما
  3. نظراتی که در مجله‌ها، روزنامه‌ها و وب‌سایت‌های اخبار تجاری نوشته‌شده‌اند.
  4. نظرات کاربران در وب‌سایت‌های فروش مجازی (خرده‌فروشی)
  5. نظراتی که زیر بلاگ‌های تجاری و کلیپ‌های یوتیوب نوشته‌شده‌اند.
  6. بازخوردهای مشتریان ( این بازخوردها را می‌توانید از طریق پرسشنامه‌ها یا تیم خدمات پس از فروش به دست آورید).

 

#روش یازدهم: به اینکه فروشندگان و بازاریابان چگونه برای فروش محصولات شما در مورد آن‌ها توضیح می‌دهند، توجه کنید

فروشندگان و بازاریاب‌ها در تماس مستمر با متقاضیان و مشتریان هستند، به همین دلیل مرتباً با حجم عظیمی از کلیدواژه‌ها سروکار دارند. شیوه‌ای که این افراد برای توضیح و فروش محصولاتشان، از آن استفاده می‌کنند، احتمالاً همان شیوه‌ای است که مشتریان به کار می‌گیرند.  برای دستیابی به این کلیدواژه‌ها می‌توانید از منابع زیر استفاده کنید:

  1. کاتالوگ محصولات
  2. دفترچه‌های راهنمای محصولات
  3. ابزارهای بازاریابی ( پوسترها، تراکت‌ها، بیل بردها)
  4. شعارهای تبلیغاتی که توسط بازاریاب‌ها و فروشندگان استفاده می‌شوند.
  5. شعارهای تبلیغاتی که در تبلیغات رادیویی و تلویزیونی و بنرها به‌کاربرده می‌شوند.
  6. اسلایدهایی که برای بازاریابی به‌کاربرده می‌شوند.
  7. شعارهای تبلیغاتی که در مجله‌ها یا خبرنامه‌های شرکت‌ها به‌کاربرده می‌شوند.

#روش دوازدهم: به شیوه‌هایی که کاربران به وب‌سایت شما لینک می‌دهند توجه کنید

شیوه‌هایی که کاربران از آن‌ها برای لینک دادن به وب‌سایت شما استفاده می‌کنند، می‌تواند گویای اطلاعات بسیار زیادی برای شما باشد. این شیوه‌ها نشانگر این است که آن‌ها در مورد محصولات و برند شما چگونه فکر می‌کنند. اگر عده‌ی زیادی از کاربران از عبارت “یک نرم‌افزار بی‌کیفیت و ارزان‌قیمت” به‌جای عبارت “یک نرم‌افزار کاربردی و تخصصی” برای لینک دادن به صفحه‌ی شما استفاده کرده‌اند، بهتر است یک بازبینی اساسی در مورد محصول خود انجام دهید. می‌توانید برای تشخیص انکر تکستی anchor text که کاربران با استفاده از آن، به وب‌سایت شما لینک داده‌اند، به قسمت “Anchor text” در “open site explorer” بروید.

#روش سیزدهم: به شیوه‌ای که رقبا در مورد محصولاتشان توضیح می‌دهند توجه کنید

تجزیه‌وتحلیل مقایسه‌ای در همه‌ی جنبه‌های بازاریابی اینترنتی سودمند است، بازیابی کلیدواژه‌ها هم از این امر مستثنا نیست. منظور از رقبا در اینجا مهره‌های اصلی در کسب‌وکار شماست. به شیوه‌ای که آن‌ها در مورد محصولاتشان توضیح می‌دهند و شیوه‌ای که کاربران در مورد محصولات آن‌ها صحبت می‌کنند دقت کنید. از این طریق می‌توانید اطلاعات ارزشمندی را درباره‌ی کلیدواژه‌های مناسب به دست آورید. دستیابی به این اطلاعات با بررسی منابع زیر امکان‌پذیر است:

 

  1. نظرات کاربران در صفحه‌ی محصولات وب‌سایت این افراد و سایت‌های تحلیلی
  2. کاتالوگ و دفترچه راهنمای محصولات آن‌ها
  3. شعارهای تبلیغاتی که در رادیو، تلویزیون و بنرها و همچنین روی محصولاتشان از آن‌ها استفاده می‌کنند.
  4. از SEM Rush tool برای تشخیص این‌که کدام کلیدواژه‌ها از طریق جستجوی طبیعی یا پولی، ترافیک قابل‌توجهی را به سمت وب‌سایت رقبا هدایت نموده‌اند، استفاده کنید.

 

#روش چهاردهم: سعی کنید به مقاصد و اهداف کاربران در مراحل اولیه‌ی چرخه‌ی خرید پی ببرید

در جستجوی کلیدواژه‌ها، مهم‌ترین فاکتور، پی بردن به هدف کاربر از جستجوی آن کلیدواژه است؛ آیا هدف او از جستجوی یک کلیدواژه، خرید محصول خاصی است و یا تنها می‌خواهد در مورد محصولات مختلف برای خرید، تحقیق کند؟ به این منظور بهترین راه این است که از داده‌های مردم شناختی و رفتارشناختی موجود در موتورهای جستجوگر استفاده کنیم. هوشمندانه‌ترین شیوه برای بهینه‌سازی موتورهای جستجوگر این است که مشتریان احتمالی را در مراحل اولیه‌ی چرخه‌ی خرید به‌وسیله‌ی عبارت‌های کلیدی مانند: “بهترین ابزار برای … چیست” و یا “نمایندگی‌های فروش … کجاست” شناسایی کنیم و آن‌ها را مورد هدف قرار دهیم.

از طریق این عبارات کلیدی راحت‌تر می‌توانیم رتبه‌ی وب‌سایت خود را بالا ببریم و با رقابت کمتری روبرو هستیم. اما زمانی که کاربر در مراحل بعدی چرخه‌ی خرید پیش برود از کلیدواژه‌هایی استفاده می‌کند که بالا بردن رتبه‌ی وب‌سایت از طریق آن‌ها مشکل‌تر خواهد بود،  قیمت آن‌ها در جستجوی پولی بالاتر خواهد بود و به‌احتمال‌زیاد برندهای بزرگ‌تر، قبلاً از آن استفاده کرده‌اند.  بنابراین همان‌طور که گفته شد اگر بودجه و امکانات محدودی داریم بهتر است سعی کنیم به مقاصد و اهداف کاربران در مراحل اولیه‌ی چرخه‌ی خرید پی ببریم.

نتیجه‌گیری

همان‌طور که پیش‌ازاین گفته شد، هیچ‌یک از این روش‌ها، یک راهکار صحیح و مشخص را برای بازیابی این عبارات پنهان‌شده “Not Provided” ارائه نمی‌دهند، اما درصورتی‌که تعداد این عبارات در نتایج شما زیاد است، این تکنیک‌ها ارزش امتحان کردن را دارند. به‌کارگیری یک یا چند تا از این روش‌ها می‌تواند به شما در تشخیص کلیدواژه‌ها در جستجوی طبیعی، و درنتیجه بازیابی اطلاعات گم‌شده کمک کند.

2 دیدگاه ها
  1. ratin میگوید

    با درود و سپاس فراوان بابت آموزش های مفیدی که در سایت خوب و پر محتواتون به اشتراک میزارید.

    1. میلاد غیب دوست میگوید

      سپاس از توجه و همراهی شما کاربر عزیز

پاسخی دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

20 − 8 =